
گاهی سبزند!
گاهی زردند!
بعضی وقتها هم دو رنگند
!
زمستونها دیده نمیشن!

تابستونها سایه بون میشن!

آدمها مثل برگها قشنگند!
حیف که هر لحظه یه رنگند!

عشق یعنی چه؟
گفت:یعنی قطره شدن
از قطره پرسیدم
عشق یعنی چه
گفت:یعنی دریا شدن
از دریا پرسیدم
عشق یعنی چه؟
گفت:اقیانوس شدن
از فرهاد عاشق پرسیدم
عشق یعنی چه ؟
گفت:
عشق یعنی شیرین
از مجنون عاشق پرسیدم
غشق یعنی چه؟
گفت:یعنی لیلی
با لیلی بودن و همرا لیلی بودن
از ماهی پرسیدم
عشق یعنی چه؟
گفت:یعنی در دریا بودن
از خود عشق پرسیدم
عشق یعنی چه؟
خنده زد گفت:
عشق معنایی ندارد
عشق قابل توصیف نیست
عشق همتایی ندارد
به عشق کوش اگر حاصل از جهان طلبی
که زندگانی بی عشق زندگانی نیست
رهی معیری
من این یک بیت شعر را که از حافظ پیدا کردم تقدیم خواهرم شاپرک می کنم.
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چکنم زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چکنم ![]()
چرا جفای تو کم شد شکایتی نکردم؟
چه شد که پای دلم را ز دام خویش رهاندی؟
از ان بلا کش حمایتی که نکردم
من از کسانی که این نوشته می خوانن خواهش می کنم یک فاتحه هم برای مامان بزرگ من بخوانن
روحت شاد![]()
از وقتي كه من با شما اشنا شدم دلم مي خواست يك برادر مثل شما داشته باشم يك برادر بزرگي كه هميشه يار ور من باشه صالح جان من به خودم مي با لم كه شما عضوي از خانواده ما شدين و اين رابراي خودم يك شانس واقبال مي دونم از خدا مي خوام كه بتونم هيشه با شما باشم وهيچ وقت از شما جدا نشم اميد وارم هستم اين پيوند تا زماني كه مرگ من فرا رسد هيشه بر قرار باشه نمي دونم وقتي وبلگ منو مي خونيد چه حالي به شما دست مي ده ولي خليي دوست دارم بدونم كه چهحالي به شما دست ميده وقتي كه اين نوشته خونيديد لطفا نظر خودتون هم بگين.![]()
![]()
![]()
من اين ۴ گل رابه شما تقديم مي كنم دادش صالحو اين شعر راهم به شما تقديم مي كنم
با هر كه سخن گويم اگر خواهم وگرنه ز اول سخن نام توام در دهن ايد
تب كشاند ان تازه گل را بر سر بالين من بعداز اين تا زنده باشم حلقه در گوش تبم
مهرباني بين كه غم يك دم فراموشم نكرد ورنه امشب صيد از خاطر فراموش تبم
سو ختم در حسرت اغوش گرم او رهي
از غم اغوش او هر شب هم اغوش تبم